«نقد فهم تاريخ جغرافيايي ايران باستان»، در سراي اهل قلم برگزار شد تاريخ انتشار:26/03/1394 10:21

مبحث «نقد فهم تاریخ جغرافیایی ایران باستان و منابع آن»، عنوان چهل و یکمین نشست خانه نقد کتاب بود که عصر دوشنبه 25 خرداد با حضور دکتر محمدتقی رهنمایی و دکتر مهرداد ملک زاده در سرای اهل قلم برگزار شد.

در ابتدای این نشست دکتر محمدتقی رهنمایی ضمن اشاره به این موضوع که با یک مبحث مغفول در رشته های مختلف علوم انسانی روبرو هستیم، گفت:«تغییر ما از جغرافیای تاریخی حداکثر به استنباطی که در کتاب سرزمین های خلافت شرقی وجود دارد، می رسد. درک دنیا از جغرافیای تاریخی با درک ما در این زمینه کاملا متفاوت است. درک ما از جغرافیای تاریخی درباره جغرافیایی حوادث تاریخی مانند جنگ ها و تغییرات مرزهای سیاسی کشورها است.»

رهنمایی از مدل مفهومی لوزی برای توضیح جغرافیای تاریخ استفاده کرد، از «انسان»، «زیست و معیشت»، «بستر» و «زمان» به عنوان عناصری که در اضلاع این لوزی قرار می گیرند، نام برد و دراین باره چنین توضیح داد:«در راس این لوزی، عنصر انسان قرار می گیرد که جغرافیای تاریخی را به وجود آورده است. زیست و معیشت در یک ضلع دیگر قرار می گیرد. زیست به منعنای سکونت و معیشت به معنای معاش است که اگر زیست و معیشت نباشد، انسان می میرد.»

وی ادامه داد:«انسان برای زیست و معیشت به بستر جغرافیایی نیاز دارد. این بستر اگر با نیازهای انسانی سازگار باشد، انسان را به طرف خود می کشد. زمان هم یک عنصر دیگر است. اگر از اضلاع این لوزی به مرکز آن خطوطی را وصل کنید، جغرافیایی تاریخی به دست می آید.»

رهنمایی از جغرافیایی تاریخی به عنوان یکی از کاربردی ترین علوم نام برد و گفت:«گم شده بحران های سیاسی دنیا جغرافیای تاریخی است. درگیری اسرائیل با همسایگان عرب به همین دلیل است. یهودی تاریخ دارد، اما جغرافیای آن گم است. برای پیدا کردن جغرافیای خود از شمال دریای خزر به سمت اروپا می رود و دائم دور می زند تا سرانجام به سرزمین فعلی می رسد. حالا هم علت حضور خود را این طور بیان می کند که تاریخ من در این جغرافیا شکل گرفته است.»

دکتر مهرداد ملک زاده نیز درباره انتخاب عنوان نشست گفت:«انتخاب این عنوان هدفی داشته. «نقد فهم» مساله پیچیده و جدیدی نیست. زاده شدن این مفهوم همراه با انتشار کتاب امانوئل کانت با عنوان «نقد عقل محض» است. مفهوم نقد فهم، نشان دهنده سمت و سوی انتقادی جلسه است و به کمبودها و نبودها اشاره دارد.»

ملک زاده به این موضوع اشاره کرد که نتوانسته ایم تاریخ جغرافیایی و جغرافیای تاریخی را فهم کنیم و گفت:«وقتی از فهم این مفاهیم جا ماندیم، نتوانستیم از آن ها استفاده کنیم، اما برای شناخت فرهنگ باید به سلاح هایی مانند تاریخ جغرافیایی، جغرافیای تاریخی و مجموعه فن شناسی باستان شناختی مجهز باشیم.»

وی ادامه داد:«تهران در آسیای غربی بزرگ ترین و پرجمعیت ترین شهر است. اما به جایی رسیده ایم که امروز تهران و ایران آب ندارد. چشم انداز ناامید کننده ای برای فلات ایران وجود دارد تا حدی که می گویند شهرهای داخل فلات ایران طی 30 سال آینده به ویرانه تبدیل می شود. این اتفاق ها ثمره ندانستن تاریخ جغرافیایی و ندانستن ویژگی های اقلیمی و زیست محیطی است.»

ملک زاده افزود:«در کنار مفهوم شناخته جغرافیای تاریخی از ترکیب تاریخ جغرافیایی استفاده می کنیم. چگونگی شکل گرفتن سرزمین ها، مجموعه مقدورات و محدودیت های جغرافیا می تواند نه فقط به گذشته تاریخ بلکه حتی به آینده آن شکل بدهد.»

وی تاکید کرد که از طریق مطالعات تاریخ جغرافیایی می توانیم بفهمیم در کجای زنجیره تغییر ایستاده ایم و برای مواجهه درست تر با اتفاقات آینده چه سیاست های مدیریتی را می توانیم در پیش بگیریم.

این باستان پژوه از کتابشناسی به عنوان علم آگاهی بر مجموعه منابع پژوهشی رشته های مختلف نام برد و گفت:«در زمینه کتابشناسی هم کارنامه چندان قابل قبولی نداریم به همین دلیل است که هنوز برای فهم ایران باستان یا حتی دوران اسلامی، تئوری تاریخی به زبان فارسی نیافریده ایم.»

ملک زاده ادامه داد:«منابع دوره اسلامی شناخته شده تر است چون این منابع به زبان های ترکی و عربی است، اما منابع ایران باستان به زبان هایی مانند لاتین، یونانی، سریانی و عبری است که از آن ها غافل مانده ایم. در دوره اسلامی هم به منابع شناخته شده تکراری از صدر اسلام بسنده کرده ایم.»

او در پایان سخنانش تاکید که کرد که حالا زمان آن است که نهادهای پژوهشی از پژوهش در زمینه تاریخ جغرافیایی و جغرافیای تاریخی ایران باستان حمایت کنند.


نظر كاربران

 

تعداد نظرات:0
تعداد مشاهده:0
اضافه كردن نظر جديد
پست الكترونيكي:
نظر:
عبارت نمايش داده شده در تصوير بالا را وارد كنيد :  
بازگشت >>