شايدهاي بايدي!/ سردبير تاريخ انتشار:24/12/1393 15:45

انسان موجود ناشناخته و عجیبی است و ما، «شاید» کمی متفاوت‌تر. «شاید» را برای این به کار بردم تا برخلاف بسیاری که نقطه ضعف یا قوت حتی یک نفر را به همه عالم تعمیم می‌دهند، منطقی‌تر نوشته باشم. حقیقت هم همین است. هنوز فرصتی پیش نیامده و حتماً نخواهد آمد تا ملت‌های همه جهان امروز را ریز به ‌ریز تجزیه و تحلیل کنم و به این نتیجه برسم که ما کاملاً از بقیه متفاوت‌تریم! بنابراین می‌نویسم «شاید» تا شاید از این منظر، لازم باشد به این تفاوت جور دیگری نگاه کنیم.
مردم ما خلقیاتی دارند که شاید مختص خودشان باشد. بسیاری از ما، دقیقاً به آنچه باید ببینیم و بشنویم و عمل کنیم، توجهی نکرده و کار خودمان را می‌کنیم! برای نمونه، هزاران هزار بار برای صرفه‌جویی در مصرف آب و برق و گاز، می‌گویند و می‌گوییم و می‌شنویم ولی باز آمارها، افزایش مصرف را نشان می‌دهند. شدت آلودگی هوا در برخی شهرها، فریاد همه را به آسمان برده و هی تبلیغ می‌شود که از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید و باز خیابان‌ها لبریز از ماشین‌های تک‌سرنشین‌اند، درباره مضرات فست‌فودها و پفک‌ها و چیپس‌ها، متخصصان، دائم تذکر می‌دهند و باز هر ساعت و هر دقیقه، در رسانه‌ها تبلیغ می‌شوند و مردم هم بی‌خیال از همه هشدارها، می‌خرند و می‌خورند. هر روز و هر روز مردم توصیه می‌شوند به کتاب خریدن و کتاب هدیه دادن و کتاب خواندن و... ولی باز، آمارها آیینه حقایق دیگری می‌شوند.
قصه عجیبی است. چه رابطه‌ای است بین این درخواست‌ها و توصیه‌ها و توجه نکردن به آنها؟ آیا اعتماد عمومی به متخصصان، پژوهشگران و رسانه‌ها کم شده؟ آیا برخی بی‌ثباتی‌ها در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی و فرهنگی، تغییر پیاپی بسیاری از مدیران یا آلودگی فرهنگ به سیاست، می‌توانند عامل این بی‌توجهی‌ها باشند؟ آیا پیام‌های هشداردهنده به چشم و گوش همه نمی‌رسند؟ آیا... بی‌تردید پاسخ به بسیاری از پرسش‌هایی اینچنین، مستلزم کاری پژوهشی، عمیق و باحوصله است.
حال به این خصلت رفتاری برخی از ما، می‌توانیم از منظر دیگری هم نگاه کنیم. سال‌های سال است که نگرانی‌های گوناگونی از سوی همه دست‌اندرکاران و دلسوزان فرهنگ و قلم درباره «کتابخوان نبودن مردم» سخنانی گفته می‌شود که بخش اندکی از این سخنان صرفاً از سر «دغدغه» فرهنگی است و کسانی چنین دغدغه‌هایی دارند که از کتابخوان شدن مردم، منفعت اقتصادی نمی‌برند. ناشران، چاپخانه‌ها و کتابفروشان، به‌حق، دغدغه گردش مالی و تامین هزینه‌هایشان را دارند و نویسندگان، دغدغه دیده شدن و دستی در آب باریکه حق‌التالیف، تر کردن. مردم کجای این ماجرا ایستاده‌اند؟ شاید اینکه دائم گفته می‌شود مردم کتاب نمی‌خوانند، مردم را ناخرسند کرده به‌ویژه اینکه از این گلایه‌ها و ارائه آمارهای صریح و بی‌پرده، مغرضان آن سوی آب‌ها بیشترین بهره را می‌برند تا مردم هوشیار ما را، ناآگاه معرفی کنند و حمایت مثال‌زدنی مردم را از نظامشان، کم‌ارزش جلوه دهند. شاید چنین نکته‌هایی باعث شده‌اند که به مردم بربخورد. واقعیت این است که مردم کتاب می‌خرند اما بی‌جنجال و بدون توجه به هیاهوها، وگرنه چطور این همه ناشر و کتابفروش و چاپخانه همچنان پای کار مانده‌اند؟ چطور این همه متقاضی دریافت مجوز انتشارات مدت‌ها در صف ایستاده‌اند؟ حضور در صف ورشکستگی و ضرر مالی دادن منطقی است؟ عشق به کار فرهنگی درست است و قابل احترام، ولی سرانجام وقتی درآمدها کفاف هزینه‌ها را ندهند، نمی‌توان در چک‌های بانکی به جای رقم، نوشت عشق! بنابراین شاید وضع به آن وخامتی که تبلیغ می‌شود نیست چون بسیاری از ما، دوست داریم وضع درآمدی خود را نابسامان جلوه دهیم. چرا؟ باید پژوهش شود شاید. بسیاری از مردم، آنطور که دلشان می‌خواهد سراغ خواسته‌هایشان می‌روند، چه مفید باشد و چه مضر. سیگار، هم ضرر دارد، هم هیچ تبلیغی برایش نمی‌شود ولی صحبت از مصرف میلیاردها نخ سیگار، حرف عجیبی در جامعه ما نیست. برای گوشت و مرغ و نان هم تبلیغ نمی‌شود ولی مردم می‌خرند. چرا؟ چون به آن احساس نیاز می‌کنند و کاری ندارند که کسی به آنان می‌گوید بخرید یا نخرید. اینها چند نمونه از نیازهای مادی‌اند. در نیازهای معنوی نیز چنین است. تقریباً به یاد نداریم که برای رفتن به سفرهای معنوی تبلیغات شده باشد اما منتظران نوبت سفر به این اماکن مقدس، میلیونی‌اند و این هم به همان دلیل احساس نیاز است. خوب است حالا از منظری دیگر به این خصلت مردممان نگاه کنیم و از آن برای رونق نشر بهره ببریم. نخست اینکه بدون تبلیغ و هیاهو و مصاحبه و سر و صدا، «احساس نیاز» ایجاد کنیم. دوم، اصرار کنیم که مردم! کتابخوانی ضرر دارد و کتاب نخوانید! آن وقت، بی‌سروصدا، آمار کتابخوانی افزایش پیدا می‌کند و شاید کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌ها مثل فست‌فودی‌ها، پررونق شوند. سوم اینکه، دست از سر مردم برداریم و بگذاریم آنطور که دوست دارند احساس نیاز کنند، از هر طریقی که دلشان می‌خواهد مطالعه کنند و آگاهی‌هایشان را افزایش دهند، شاید نتیجه همان بشود که آرزویمان است. اگر صبوری کنیم، شاید این توصیه‌ها جواب بدهند!

نظر كاربران

 

تعداد نظرات:0
تعداد مشاهده:0
اضافه كردن نظر جديد
پست الكترونيكي:
نظر:
عبارت نمايش داده شده در تصوير بالا را وارد كنيد :  
بازگشت >>