ترجمه ام از هر كتاب جديد نقد كارهاي قبلي‌ام است/ الهام عديمي تاريخ انتشار:24/12/1393 15:37

محسن ثلاثی، بی‌شک از تاثیرگذارترین مترجمان حوزه علوم اجتماعی در ایران است. آثاری چون «نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر» جورج ریتزر، «کالبدشکافی چهار انقلاب» کلارنس کرین برینتون، «توتالیتاریسم» هانا آرنت، «زبان و اسطوره» ارنست کاسیرر، «خرد و انقلاب» هربرت مارکوزه و «فراسوی چپ و راست» آنتونی گیدنز، فقط چند نمونه از ترجمه‌های وی به ‌شمار می‌آیند و دانشجویان حوزه‌های مرتبط چون جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، علوم سیاسی و تاریخ به خوبی با ثلاثی آشنایند اما در این میان، استاد به سختی تن به مصاحبه می‌دهد و تمایل دارد که حتی اندک فرصتی را برای مطالعه از دست ندهد. با این حال در زمانی کمی که در اختیارمان بود، پرسش هایی را مطرح کردیم که وی به آنها پاسخ گفته است.
آثاری که ترجمه و منتشر کرده‌اید از اصلی‌ترین منابع درسی در جامعه‌شناسی، تاریخ جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی در ایران به شمار می‌آیند. چه دلیلی باعث شد این کتاب‌ها را انتخاب کنید؟
من به عنوان عضو گروه جامعه‌شناسی و استاد دانشگاه تهران، بر اساس موضوع تشخیص می‌دادم این رشته‌ها از نظر کتاب‌های درسی به ترجمه‌ای اساسی از آثار اصلی دنیا نیاز دارند، بر همین اساس دست به انتخاب متون می‌زنم. هنوز خلأ آثار خوب در رشته‌های گوناگون انسان‌شناسی وجود دارد و کتاب‌های درسی معتبر و قابل‌ملاحظه‌ای در دسترس دانشجویان نیستند. در همین مسیر کتاب «هویت و فرهنگ» در حوزه انسان‌شناسی روان‌شناسی که کتاب مفصلی در گرایش روان‌شناسی است ترجمه کرده‌ام که ماه آینده از سوی انتشارات ثالث به چاپ می‌رسد. کتاب درسی دیگری هم در حوزه علوم اجتماعی و نظریه‌های فرهنگی جامعه‌شناسی در ایران با نام «نظریه فرهنگ» به زودی از سوی انتشارات علمی در دسترس دانشجویان قرار خواهد گرفت.


این متون چقدر به تربیت دانشجویان در این حوزه‌ها کمک می‌کنند؟ 
 این کتاب‌ها مشکلات متون درسی رشته‌های علوم اجتماعی را برطرف می‌کنند اما برای اینکه خلأ فعالیت‌های علمی رفع شود، به بررسی‌های میدانی و تحقیقات عملی نیاز است. کتاب چنین وظیفه‌ای ندارد که جای خالی پژوهش‌های میدانی را پر کند بلکه این وظیفه سازمان‌هایی مانند دانشگاه‌ها و وزارتخانه‌هاست که خلأ را بشناسند و دنبال راهکارهای تحقیقی و میدانی در رشته انسان‌شناسی باشند. به طور مثال پیشنهاد می‌کنم رشته انسان‌شناسی در دانشگاه علوم اجتماعی وظیفه اصلی خود را تحقیق میدانی قرار دهد. از سوی دیگر باید دانشجویان را به پژوهش‌های میدانی عادت بدهند و این موضوع با راهنمایی استادان در محیط‌های تحقیقی صورت خواهد گرفت که از نزدیک بر فعالیت‌های عملی‌شان نظارت داشته باشند.


به دانشجویان توصیه می‌کنید که متون اصلی اندیشمندانی مانند وبر، هگل و مارکس را بخوانند یا متن غیراصلی را؟
بهتر آن است که متون دست اول بخوانند اما ترجمه دست اول متون جامعه‌شناسانه هم بسیار اهمیت دارد و ترجمه این متون کار یک نفر نیست، بلکه سازمانی باید آن را به عهده بگیرد و آثار کلاسیک علوم اجتماعی را ترجمه دست اول کند. تلاش کردم با ترجمه دست اول برخی از آثار مانند کتاب‌های «جامعه باستان» لوئیس هنری مورگان و «غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی» اثر برانیسلاو مالینفسکی به این موضوع کمک کنم و ترجمه دست اولی از آنها در اختیار دانشجویان قرار دهم اما اعتقاد دارم این وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است؛ نه اینکه خودش کار را به عهده بگیرد و کار سیاسی انجام دهد بلکه مترجمان را به این موضوع تشویق و آنان راتأمین کند، چرا که ترجمه چنین متونی برای مترجمان بسیار زمان‌بر است و برای حمایت از اینان باید تمهیداتی اندیشیده شوند.


خودتان برنامه‌ای برای تشکیل گروه‌های ترجمه متون علوم اجتماعی ندارید؟
در ایران کار تیمی و دسته‌جمعی امکان‌پذیر و نتیجه‌بخش نیست و ترجیح می‌دهم به کار فردی ادامه دهم و در مسیر ترجمه مشکل اساسی ندارم. همان‌طور که گفتم باید سازمانی برای هماهنگی چنین گروه‌هایی تشکیل شود و این سازمان باید در انتخاب کتاب، ناشر و دیگر فعالیت‌ها استقلال عمل داشته باشد. به همین دلیل به‌شخصه کتاب‌ها را در آمازون و هر سایتی که کتاب جدید و خوبی در حوزه علوم اجتماعی داشته باشد، چه درسی و چه کمک‌درسی جست‌وجو می‌کنم و پس از پایان کار ترجمه، در انتخاب ناشر و حتی طرح روی جلد آثارم دخالت می‌کنم. در هر حال، هر کتاب جدیدی که ترجمه می‌کنم نقد کارهای قبلی‌ام است چرا که هرچه بیشتر ترجمه کنید، متوجه نقص کار می‌شوید و سعی در اصلاح آن خواهید داشت. هر متن جدیدی با نقد ترجمه‌های قبلی همراه است.


چقدر تحقیق میدانی رشته‌های انسان‌شناسی در ایران انجام شده است؟
این رشته ذاتاً رشته تحقیقی و اصولاً ایران یک محیط بکر برای بررسی‌های انسان‌شناسی است. تاکنون بررسی‌های زیادی در این حوزه انجام نگرفته و تحقیق میدانی بسیار کم است. در حوزه انسان‌شناسی تاریخی که تقریباً هیچ پژوهشی انجام نشده؛ به‌ویژه عصر طلایی پس از اسلام و سده‌های چهارم، پنجم و ششم هجری قمری که دانشمندان بسیاری در ایران زندگی می‌کردند. این موضوع که چطور شد در دوره ای چندصدساله علمی‌ترین و بزرگ‌ترین فعالیت‌ها بر پایه فرهنگ عصر ایرانی انجام شدند و پس از آن افول کردند، بررسی نشده است و درباره اینکه علل اجتماعی این عصر درخشان فرهنگی چه بوده است، انواع و اقسام پژوهش‌ها را می‌توان انجام داد؛ اما مشکل این است که به تحقیق علمی و میدانی اهمیتی نمی‌دهند و تربیت کردن محقق میدانی سخت است و احتیاج به بودجه، حوصله، پیگیری و علاقه‌مندی دارد و تعهدی بیشتر از تعهد آکادمیک می‌خواهد. تألیف نظریه و درس دادن بسیار آسان‌تر از مسائل پژوهشی است و از سوی دیگر این موضوع، کاری سازمانی با بودجه بالا می‌طلبد. مشکل حوزه علوم اجتماعی در ایران، نظری نیست. در حال حاضر به اندازه صد برابر دوره زنده‌یاد غلامحسین صدیقی کتاب نظری در رشته علوم انسانی موجود و در دسترس اندو مشکل نظریه نداریم. مسأله اصلی کاربرد نظریه در تحقیق میدانی است. باید روی روش‌های تحقیقی و کارهای میدانی تاکید شود. به‌ویژه دانشجویان باید بر جوامع بسته و کوچک و متفاوت در جوامع امروزی و خرده‌فرهنگ‌هایی مانند جامعه بزهکاران و فرقه‌های گوناگون پژوهش کنند و در این راه تشویق شوند.

نظر كاربران

 

تعداد نظرات:0
تعداد مشاهده:0
اضافه كردن نظر جديد
پست الكترونيكي:
نظر:
عبارت نمايش داده شده در تصوير بالا را وارد كنيد :  
بازگشت >>