راوي سفر به مخاطب سرنخ بدهد/ تاريخ انتشار:24/12/1393 15:35

کتاب «عکس یادگاری با فرعون» نوشته عباس نادری، نویسنده و مترجم سیرجانی، یادداشت‌ها و برداشت‌های وی از سفر به مصر است و در زمره سفرنامه‌های سال‌های اخیر قرار می‌گیرد که سال 1393 از سوی نشر قو منتشر شده است. کتاب هفته گفت‌وگویی را با نویسنده این اثر انجام داده که در پی می‌آید
.چرا کتاب «عکس یادگاری با فرعون» را نوشتید؟
آگاهی‌بخشی با توجه به مشاهداتم در سفر به مصر. در این سفر کوتاه به تجربه‌هایی برخوردم که شاید جذاب و درخور توجه باشند. مصر تنها همتای ایران در منطقه از نظر تاریخی، فرهنگی و هویتی به شمار می‌رود. ضمن اینکه به دلیل بعد مسافت، خاصیت رازآلودگی، ابهام و جذابیت‌های بسیاری دارد. از سوی دیگر در سده‌های اخیر ارادت مصریان به اهل‌بیت(ع) و اهمیت جغرافیایی آن برای ایرانیان جالب توجه بوده است. نخستین جلوه‌های اشتراک فرهنگی ایران و مصر به زمان داریوش و ساخت کانال سوئز بازمی‌گردد. سپس در دوران اسلامی زبان فارسی یکی از زبان‌های علمی می‌شود و تاثیرات هویتی بسیاری را در مصر بر جای می‌گذارد. ایران و مصر به دلایل بسیاری بر یکدیگر تأثیر گذاشته‌اند که بخشی از آنها به مسائل مذهبی و تاریخی مربوط می‌شوند.


نام کتاب از کجا آمد؟ 
از میان هفت اسم با مشورت دوستان انتخاب شد. عنوان فرعی کتاب هم «یادداشت‌ها و برداشت‌های سفر مصر» است. تعمد داشتم عنوان سفرنامه را استفاده نکنم تا تکرار عنوان سفرنامه‌نویسی نباشد و در قالب روایت سفر به ارائه نوعی نگاه خاص اکتفا شود. راوی سفر باید قبل از هر چیز به مخاطب خود سرنخ بدهد و بازکننده مدخل باشد. بنابراین مخاطب «عکس یادگاری با فرعون» از نویسنده انتظار ندارد تمام جزئیات مرتبط با آثار، مفاخر و دیدنی‌های مصر را توضیح دهد.
به نظر می‌رسد نوعی نگاه غالب مذهبی در این کتاب وجود دارد. تا چه اندازه با این برداشت موافقید؟
با این نظر مخالفم! چرا که از 47 یادداشت مجزای کتاب، فقط حدود 10 یا 11 مورد درباره مسائل مذهبی چون «زینبیه»، «نفیسه مصری‌ها»، «مسجدالحسین(ع)»، «مصر محب اهل‌بیت(ع)»، «مسجد سلطان حسن» و «نخستین مسجد» است و این کتاب روایت‌های گوناگونی را شامل می‌شود. نمی‌توان به هرم خوفو رفت و شگفتی‌های مرکز هرم در ارتباط با عدد پی و حجم بار هزاران تنی آن و معماری شگفت‌آورش را نادیده گرفت. حتی برده‌های سازنده هرم امتیازاتی داشتند و با ایمانی خاص و عجیب در ساخت هرم با جان و دل مشارکت می‌کردند. البته نباید این حقیقت را انکار کرد که مذهبی و ایرانی بودن من در قلمم تأثیر داشته است. مصر کاملاً شکل شیعی دارد و از لحظه ورود به این سرزمین با ارادت خاص اهالی این کشور به ایرانیان و شیعیان مواجه می‌شوید. در یادداشت «کشتی خورشید» اشاره کرده‌ام که «فروشنده، بهای بلیت ورودی موزه کشتی خوفو را به بهایی که برای گردشگران خارجی می‌فروشند حساب می‌کند و در حین گرفتن پول، لحظه‌ای درنگ می‌کند. می‌پرسد اهل کجایم. می‌گویم. ناگهان گل تبسم بر لبانش می‌شکوفد و دو بار تکرار می‌کند: ایرانی، مصری است و مصری، ایرانی و بلیت را به بهایی که مصری‌ها می‌پردازند، به چهار جنیه حساب می‌کند. حلاوت این برادری تا هنوز در کامم مانده است.» از سوی دیگر در این کتاب تلاش کرده ام از تصاویر مناسب به روایت دوربین شخصی برای تکمیل متن استفاده کنم و نگاه و تجربه دیگران را در یادداشت‌های خود وارد نکنم.
جاذبه گردشگری مصر را در چه دیدید؟
اهرام ثلاثه؛ به دلیل نکات رازآلود و معماری خاص آن و برخورد با واژگان فارسی در نگارش و بیان زبانی اهالی مصر در دل قاهره و در مسجدی که سال ساخت آن با دوران اوج زبان فارسی مصادف است.


وضع فرهنگی مصر امروز تا چه اندازه با پیشینه آن مطابقت دارد؟
متاسفانه مصر در دهه‌های اخیر تحت تأثیر تحولات منطقه پس از قرارداد «سایکس پیکو» که آغاز تقسیم خاورمیانه بود با مسائل گوناگون جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی مواجه شد که مانع تفکر بنیادی بودند و نسل‌های بعدی هم به شدت از حاکمان داخلی و مرزبندی‌های موجود آسیب دیدند. در عین حال مصر هنوز پیشروترین کشور عربی از نظر فرهنگی به شمار می‌رود. مصر باستانی و بسیار بااستعداد، مستحق وضع کنونی نیست.


در فرصت کمی که دائم در حال حرکت و سفر بودید این اثر را نوشته‌اید و در عین حال مخاطب را با این چالش روبه‌رو می‌کنید که چرا در زمینه سفرنامه‌نویسی کشورهای اسلامی در ایران کم‌کاری شده است؟
متاسفانه سفرنامه‌نویسی در کشور ما بسیار مهجور است و بهترین کتاب‌های تاریخی ما را خارجیان نوشته‌اند. یکی از دلایل این موضوع، کم‌رغبتی نویسندگان ما به سفر و نوشتن گزارش در این قالب است. اصولاً اغلب نویسندگان بزرگ کشور ما نوشتن سفرنامه را فاخر نمی‌دانند و به آن احساس نیاز نمی‌کنند. ناصرخسرو، ناصرالدین‌شاه، ابن‌بطوطه، جلال آل‌احمد و دکتر شریعتی از مشهورترین سفرنامه نویسان کشورند. با نگاهی به سفرنامه‌نویسی کشور می‌بینیم این گونه روند ممتدی نداشته و فاقد سیر منظم بوده است. نویسندگان ایرانی سفرنامه‌نویسی را جدی نگرفته‌اند و آثار آنان اغلب دارای آسیب‌هایی جدی است به گونه‌ای که باید برای دریافت یک نکته مفید و قابل تعمق، صفحات بسیاری را مطالعه کرد. به عقیده من نبود پیوستگی زمانی و جامعیت اطلاعات، مشکل اصلی سفرنامه‌نویسی ماست. البته در این بحث نباید مشکل کم‌سوادی و بی‌رغبتی به مطالعه را در پدرانمان نادیده بگیریم. در زمان مشروطه فقط پنج درصد ایرانیان باسواد بودند و مسلماً مکتوبات گوناگون به‌ویژه سفرنامه‌ها مشتری چندانی نداشته‌اند. نویسنده و روایتگر سفر باید در ارائه اطلاعات صادق باشد و دشواری‌های آن را به جان بخرد. به عنوان نمونه برای نگارش این کتاب کوچک ناچار شدم 200 ساعت مطالعه کنم تا از ارائه مواردی که به صحت آنها مشکوک بودم پرهیز کنم. متاسفانه بسیاری از سفرنامه‌های معاصر به این مهم توجه نداشته‌اند و اطلاعات ناقص و حتی اشتباه داده‌اند که به استنادهای نادرست منجر می‌شوند. 


در پایان برایمان بگویید از نوشتن کدام جمله‌های کتاب «عکس یادگاری با فرعون» بیشتر لذت برده‌اید؟
در یادداشت کتابخانه ساحل مدیترانه که به کتاب‌های سوخته پارسیان توسط اسکندر می‌اندیشم و کتابخانه‌سازی بطلمیوس دوم، جانشین وی در مصر: «از آن همه کتاب، جز خاکستر حسرت نشانی بر جای نماند. انگار آتش، رفیق دیرین کتاب بوده است.»

نظر كاربران

 

تعداد نظرات:0
تعداد مشاهده:0
اضافه كردن نظر جديد
پست الكترونيكي:
نظر:
عبارت نمايش داده شده در تصوير بالا را وارد كنيد :  
بازگشت >>